هر روز از کنار عدهای از مردم عبور میکنیم. هر کسی به کاری مشغول است. یکی دارد نان می خرد و یکی دست کودکش را گرفته و از خیابان عبور می کند. دیگری ماشینش خراب شده و دارد آن را هل میدهد تا روشن شود. مردی دارد یک شاخه گل رز برای همسرش می خرد. آن طرف تر کودکی پا بر زمین می کوبد تا مادرش، اسباب بازی مورد علاقه اش را از پشت ویترین مغازه بخرد. اما کمی آن طرف تر چیزی را می بینم که بغض راه گلویم را می گیرد، دخترک دست فروشی که در سرمای زمستان در کنار بساطش روی نامه ای به کلاس ادبیات
تعطیلات تابستان ۹۹
مردمانی که هرروز از کنارشان می گذرم
عبور ,تر ,یکی ,خرد ,بخرد ,چیزی ,می خرد ,را می ,آن طرف ,طرف تر ,پشت ویترین
درباره این سایت